![]() |
![]() |
|
| یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد....... طلب عشق ز هر بی سر و پائی نکنیم.... |
|
سلام عزیزم
چی شده؟ چرا چند روزه اینطوری شدی؟ به کل تغییر کردی میگی دیگه دوست دارم معذرت می خوام اما اخه خر تو رو خدا مراقب خودت باش دوست دارم عزیزترینم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم دی 1383ساعت 9:37 بعد از ظهر توسط شیوید |
|
|
سلام
دلم گرفته . خیلی!!! دیگه حوصله ی هیچ کاریو ندارم حتی حوصله ی اینجا رو مگه تو نگفته بودی هر وقت دلم بگیره میای پیشم تا خوب بشم؟؟؟؟ پس چرا نیستی خسته شدم . دلم می خواد باهات باشم اما میدونم تلاش بی فایدست . حالم از همه چی به هم میخوره! از همه چیز!! دلم میخواست یه بار فقط یه بار میتونستم دستای گرمتو بگیرم گرم شم . اخه تو سرمای زندگی و بی روحیش دارم یخ می زنم. کمکم کن. هر چند می دونم از این فاصله ی ۹۰۰ کیلو متری فقط قلبته که می تونه قلب منو تو بغلش بگیره و بهش ارامش بده کاش میشد یه بار فقط یه بار خودم بیام در گوشت بگم دوست دارم . بگم عاشقتم اما میدونم که غصه خوردن فایده نداره همه ی وجودم . بهترینم . عزیزترینم . هیچ وقت تنهام نذار که همین ارتباط از طریق دنیا ی مجازیم خودش غنیمته دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم دی 1383ساعت 8:10 قبل از ظهر توسط شیوید |
|
|
سلام
دلم گرفته . خیلی!!! دیگه حوصله ی هیچ کاریو ندارم حتی حوصله ی اینجا رو مگه تو نگفته بودی هر وقت دلم بگیره میای پیشم تا خوب بشم؟؟؟؟ پس چرا نیستی خسته شدم . دلم می خواد باهات باشم اما میدونم تلاش بی فایدست . حالم از همه چی به هم میخوره! از همه چیز!! دلم میخواست یه بار فقط یه بار میتونستم دستای گرمتو بگیرم گرم شم . اخه تو سرمای زندگی و بی روحیش دارم یخ می زنم. کمکم کن. هر چند می دونم از این فاصله ی ۹۰۰ کیلو متری فقط قلبته که می تونه قلب منو تو بغلش بگیره و بهش ارامش بده کاش میشد یه بار فقط یه بار خودم بیام در گوشت بگم دوست دارم . بگم عاشقتم اما میدونم که غصه خوردن فایده نداره همه ی وجودم . بهترینم . عزیزترینم . هیچ وقت تنهام نذار که همین ارتباط از طریق دنیا ی مجازیم خودش غنیمته دوست دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم دی 1383ساعت 8:10 قبل از ظهر توسط شیوید |
|
|
عزيزم
از دست من ناراحتي؟ تو رو خدا نذار مثه اون روزا كه هنوز تو رو نداشتم دلم بگيره دوست دارم تو رو خدا نذار مي خواي يكي از اون شعرامو كه مطمئنم تا حالا واست نخوندمو برات بنويسم؟ باشه اسمش دل ديوونه ي باز هم اين دل ديوانه به يادت شده است باز هم اين دل عاشق محو رويت شده است سالها اين دل پژمرده خوشي مي طلبيد تا سر انجام شراب روي تو اندر دل جامم شدست تو كجائي ليلي من تا بيائي سوي من تا بداني ارزويت مهربانم بر دل زارم شدست روز ها بر جاده ي فكرم خرامان مي زدي تو كجائي تا ببيني شامگاهان خواب تو يارم شدست اين سر مستم . جام نوشين طلب است ياد تو مطرب مهماني فر جامم شدست
خوب بووووووووووووود؟ خدا كنه خوشت بياد سوژه ي اين شعرمم مثه تمام شعراي ديگم (چه اونائي كه واست خوندم چه اونائي كه هنوز فرصتش پيش نيومده واست بخونم خود خودتي) دوست دارم بهترينم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم دی 1383ساعت 2:35 بعد از ظهر توسط شیوید |
|
|
سلام
راستش امروز خیلی حالم خوبه شعرم که تو مدرسه اول شد همون شعری که تو خیلی دوسش داشتی سالها با درد هجران..... می دونی من تو این دنیا فقط به عشق سه چیز زنده ام:درس و تکواندو و کامپیوتر(به قول مامانم ننه و بابام که هیچی) و به عشق پنج نفر زندم: بهترین مامان دنیا(م) بهترین بابای دنیا(م) بهترین خواهرای دنیا(ن و ک) بهترین دوست دنیا(تو) و بهترین استاد دنیا استاد (ا) اگه حتی یه تار مو . فقط یه تار مو از یکی از شما شش نفر کم بشه من دق میکنم چقدر خوبه که تو هستی راستش با وجود تو حس میکنم دیگه به هیچ کدوم از دوستای بی معرفتم که فقط به فکر خودشونن نیاز ندارم خیلی دوست دارم اونقدر که یه دنیا در برابرش خیلی نا چیزه
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم دی 1383ساعت 10:50 قبل از ظهر توسط شیوید |
|
|
شاید بشه اسم اینو گذاشت عشق
به نظر من که عش رو نمی شه توصیف کرد به نطر شما چی؟؟؟ ببخشید این عکس رو از وبلاگت دزدیدم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم دی 1383ساعت 0:35 قبل از ظهر توسط شیوید |
|
|
وااااااااااااااااااااای
بازم با حرفای قشنگت تو وبلاگت حال و حوصله ی از دست رفته ی یه روزمو بهم بر گردوندی مرسی ممنون بابت همه چی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم دی 1383ساعت 0:4 قبل از ظهر توسط شیوید |
|
|
یه شعر از نیما :خیلی قشنگه ترا من چشم در راهم شبا هنگام که میگریند در شاخ(تلاجن)سایه ها رنگ سیاهی وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم ترا من چشم در راهم شبا هنگام.در اندم که بر جا دره ها چون مرده ماران خفتگانند در ان نوبت که بندر دست نیلو فر به پای سرو کوهی دام گرم یاد اوری یا نه.من از یادت نمی کاهم ترا من چشم در راهم.... زمستان۱۳۳۶ نیما یوشیج
میدونی!!!! حرفاش خیلی شبیه حرفا ئی که من می خوام بهت بزنم شبیه همون حرفائی که ته دلمه ....که تو سرمه....که تو قلبمه میدونی خوندن یا گفتن(سرودن)این شعرا بهم ارامش میده باعث میشه دوریه تو کمتر ازارم بده
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و یکم دی 1383ساعت 8:24 بعد از ظهر توسط شیوید |
|
|
دلم میخواد واست بگم... از لحظه های سوت و کور بی کسی از لحظه های مبهم دلواپسی دلم میخواد واست بگم... از لحظه های بی تو پر ز خستگی از لحظه های سرد بی هم نفسی دلم میخواد واست بگم چی کشیدم تو انتظار چند تا پائیز توی حیاط رو برگای قرمز و زار به در نگاه کردم و گفتم که بیا قاصدکه خبر میداد که حتی اسمت دیگه یادش نمیاد دلم میخواد واست بگم اما تو نیستی بشنوی نیستی که این سکوت تلخ و بشکنی من موندم و یه مشت . عکس کاغذی تو قفسی از عشق تو . تو عالم دلواپسی
این شعر رو امروز گفتم دوست دارم ای بهترین سوژه برای همه ی شعرام |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم دی 1383ساعت 10:25 بعد از ظهر توسط شیوید |
|
|
وای خدا
دلم بازم واست تنگ شده . هر چند انتظار کشیدن واسه توام لذت بخشه دوست دارم همه ی زندگیم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم دی 1383ساعت 2:26 بعد از ظهر توسط شیوید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه ی دوستان
شیوا هستم دختری که سالها به دنبال یه دوست واقعی میگشت و حالا کسی رو پیدا کرده که حتی از یک برادر براش عزیز تره چون اون برادر هم مثه خودش تنهاست. هر مطلبی هم که در این وبلاگ گذاشته میشه نوشته های خودمه که تقدیمش میکنم به برادر گلم..... مرسی از اینکه به وبلاگ من سر زدید |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 شهریور 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 اردیبهشت 1385 بهمن 1384 دی 1384 شهریور 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 اسفند 1383 بهمن 1383 دی 1383 |
|
RSS
|