تبليغاتX
عشق گمشده
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد....... طلب عشق ز هر بی سر و پائی نکنیم....
آب و ايينه و مهتاب را همگي با هم پيوند خواهم زد... تا آنها را بر گيسوان تو كشم و زيبائيت را به سپيدي صبح تقديم كنم تا بگويم كه دوستت دارم و براي اين امده ام تا آب ديدگانت را با جان و دل بخرم بر پيشانيت بوسه زنم و بگويم كه چرا بهر ديدنت به اين سو و آن سو ميزنم .... بگويم كه چگونه خود را اسير دستهاي سردت كرده ام بگويم كه چگونه هوش و حواسم را با شيوئي كلامت باخته ام و بگويم كه دنيا را هيچ و هيچ بي تو هرگز نخواهم پذيرفت... اي بهترين با من بمان تا رموز دلم را برايت افشا سازم و بمان تا خود و نام زيبايت را در آينه ي چشمانم لمس كني.... بازم مثه هميشه خيلي دوست دارم...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم فروردین 1384ساعت 11:47 بعد از ظهر  توسط شیوید | 
بازم يه مطلب بدون عنوان ديگه... اه ديگه خسته شدم آخه چقدر داد بزنم كمك و هيچ كس به دادم نرسه... بعضي وقتا احساس ميكنم حتي خدا هم صداي منو نميشنوه..... ------------------------------------------------------------------------------------------- پلكاي پنجره رو وا ميكنم... تو كوچه زمزمه ي مهتابه... همه ي پنجره ها خاموشن... انگار اون كوچه ي خلوت خوابه... ------------------------------------------------------------------------------------------ دلم به اين وبلاگ خوش بود.... حالا ديگه حتي حوصله ي اينو هم ندارم........ ------------------------------------------------------------------------------------------- من تو رو ميخوام تو رو ميخوام اينا (اونا) رو نميخوام نفسم توئي تو ميدوني هوا رو نميخوام ------------------------------------------------------------ ببخشيد اگه اينقدر قاطي پاتي چيزي مينويسم آخه دلم بد جوري گرفته.... راستش همه تو مدرسه به من ميگن مشاور(هميشه بچه ها وقتي ناراحتن ميان با من در ميون ميذارن كمكشون ميكنم) اما حالا .......ي خندون و شادي كه هميشه دبيراش از دست خنده هاش عاصين دلش گرفته و مشكل خودش رو نمي تونه حل كنه.... جالبه نه؟ --------------------------------------------------------------------------------- دستامون اگر كه دورن... دلامون كه دور نميشه... دل من جز با دل تو... با دلي كه جور نميشه.... -------------------------------------------------------------------------------- دوستون دارم..... و ........... دوستون دارم
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1384ساعت 11:41 بعد از ظهر  توسط شیوید | 
تحصيل خارج از كشور .... چند نفر ادم مزاحم ..... و..... موضوع بحث يا بهتر بگم دعواهامون تو اين چند شب بوده مي دوني هر وقت با هم دعوامون ميشه(همون سالي يه بار) شبش رو تا صبح بيدار ميموونم و به خودم بد بيراه ميگم كه چرا ناراحتت كردم... يادته هر وقت دعوامون ميشد همين جمله ها رو ميگفتي حالا منم ميخوام بهت بگم من سر دعوا كه نه... حتي اگه حرفي بزنم كه بر اثر شنيدنش لبات كج و ماوج شه و ناراحت شي ديگه حتي نمي تونم راحت نفس بكشم. خيلي خوبه كه ادم يه دوست مثه تو داشته باشه يه دوست صبور درست مثه تو يه دوستي كه هيچ وقت ناراحتت نكنه درست مثه تو يه دوستي كه هر چي بهش گفتي بازم راحت ببخشدت درست مثه تو به جرات ميتونم بگم حتي فكر اينكه يه روزي تو رو نداشته باشم هم ديوونم ميكنه.... هميشه تو فكرمي.. هميشه جلو چشممي حتي وقتي دارم رياضي حل ميكنم يا فيزيك ميخونم فقط دوستي با تو يه مشكل كوچولو داره اونم هووئي كه بايد تحملش كنيه!!! ميدوني كه كدوم هوو رو ميگم؟؟؟ فيزيك.... شوخي كردم ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ آخ يه چيزي جا انداختم ميخواستم بگم مثه هميشه .... خيلي.......... جملش تكراريه ميدونم كه فهميدي چيه دوست دارم......... قد يه دنيا....
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم فروردین 1384ساعت 0:7 قبل از ظهر  توسط شیوید | 
 

 

اهای خوشگل عاشق       اهای عمر دقائق      اهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق

اهای ای گل شب بو         اهای گل هیاهو       اهای طعنه زده چشم تو به چشمای اهو

 

عشق من عاشق این شعر

درست مثل من

راستش الان فقط دارم به این قصد بلاگمو به روز میکنم که به یکی از نظرات یکی از شما دوستان به اسم ارمیس جواب بدم.

استاد عزیزم (آرمیس)

سلام

میخواستم جواب تک تک جمله هائی که واسم نوشتید رو بدم

هر چند که هر روز دارم میبینمتون اما اینجا راحت تر می تونم باهاتون صحبت کنم

در مورد جمله ی اولتون : واقعا ازتون متشکرم که من رو شایسته ی واژه ی کوچولو دونستید چون من از بزرگ بودن زیاد خوشم نمیاد علتشم اینه که کوچکترا خیلی پاک تر از بزرگتران

در مورد جمله ی دومتون :حتی اگه اسمتون رو نمی نوشتید هم میتونستم تشخیص بدم شمائید چون به نظر من هیچ کس نمیتونه به زیبائی شما چیزی بنویسه.

در مورد جمله ی سومتون:استاد من اگه به کسی که واسش این وبلاگ و درست کردم وابسته ام به شما صد هزار بار بیشتر وابسته ام حتی اگر مطمئن باشم که کارم اشتباهه

در مورد جمله ی چهارمتون:من از اینده صحبت نکردم من به الان فکر میکنم . من الان خیلی بیشتر از آینده به یه هم صحبت یا بهتر بگم به یه دوست واقعی نیاز دارم.

در مورد جمله ی پنجمتون:خدا نکنه

در مورد جمله ی ششمتون:چشم . سعی خودم رو میکنم .

در مورد جمله ی هفتمتون:من همیشه امیدم به خدا بوده . هست و خواهد بود . مطمئن باشید اگه غیر این بود تا حالا هزار بار مرده بودم.

در مورد جمله ی هشتمتون:من منکر این قضیه نیستم فرمایش شما کاملا صحیحه

در مورد جمله ی نهمتون : بازم سعی خودم رو میکنم تا روحم رو با جسمم(که یه سره داره می خنده ) یکی کنم.

و در مورد آخرین جملتون(جمله ی دهم):ما بیشتر

آخر آخرشم خدا رو شکرمیکنم که ادرس وبلاگمو پیدا کردید چون حالا دیگه اگه باز یه احمق پیدا بشه و مثه اون روز واسه خودش فلسفه ببافه دیگه باور نمیکنید

دوستون دارم قد یه دنیا

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1384ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط شیوید | 
 

مسافر شهر غمی

غریبی مثل خودمی

تو صورتت پر از غمه

غصه داری یه عالمه

دوست داری درد دل کنی

دلت گرفته از همه

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

عیبی نداره منم دلم از همه گرفته

دلم میخواد با تو درد دل کنم اونم که تو از خودم دلت بیشتر گرفته ی . هر چند میدونم اونقدر مهربونی که اگه سر درد دل رو باهات باز کنم صبورانه به حرفام گوش میدی و سعی میکنی بهم دل داری بدی

خسته ام از همه . دلم میخواد فقط یه لحظه پیشت باشم و بهت بگم چقدر دوست دارم . چقدر بهت وابسته ام . اونقدر بهت وابسته شدم که حتی تو جمع خانوادگیمونم احساس غریبی میکنم

دلم میخواد پیش تو باشم.بهت بگم عاشقتم

اما نمیتونم  تو خیلی دوری خیلی...

اما با وجود اینکه جسمت ۹۰۰ کیلومتر با من فاصله داره قلبت همیشه یه جائی همین نزدیکیا داره دور و برم پرسه میزنه

خیلی دوست دارم

اونقدر که اگه تمام خودکارای دنیا تا اخرین قطره ی جوهرشون بنویسن خیلی بازم کمه

همیشه پیشم باش    تنهام نذار

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1384ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط شیوید | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام به همه ی دوستان
شیوا هستم دختری که سالها به دنبال یه دوست واقعی میگشت و حالا کسی رو پیدا کرده که حتی از یک برادر براش عزیز تره چون اون برادر هم مثه خودش تنهاست.
هر مطلبی هم که در این وبلاگ گذاشته میشه نوشته های خودمه که تقدیمش میکنم به برادر گلم.....
مرسی از اینکه به وبلاگ من سر زدید

نوشته های پیشین
مرداد 1387
شهریور 1386
خرداد 1386
بهمن 1385
اردیبهشت 1385
بهمن 1384
دی 1384
شهریور 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
پیوندها
وبلاگ اوني كه براش مينويسم (مهربون ترين دوست دنيا)
عشق و آينه(زيبا ترين استاد دنيا)
کهکشان(با استعداد ترين شاعر دنيا)
عشق و بازي زندگي(پر طرفدار ترين وبلاگ دنيا)
گل گلدون(با سليقه ترين وبلاگ نويس دنيا)
مجید
دفتر بی خط
همسفر..(زيبا ترين شعرهاي دنيا)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM