![]() |
![]() |
|
| یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد....... طلب عشق ز هر بی سر و پائی نکنیم.... |
|
دیگه دروغ چرا؟
امشب واسه اولین بار دلم واسش تنگ شد . دوباره.... اون که قرار نیست بیاد و اینجا رو بخونه . پس بذار بگم . بابا ملت دلم واسش تنگ شده . واسه فرهنگم .واسه عشقمون . واسه دلتنگیائی که داشتیم . واسه دعواهامون..... بابا دلم واسش تنگ شده . از وقتی رفته دیگه نتونستم شعر بگم حتی دیگه نتونتم عاشق کسی بشم . خیلی سعی کردم ولی نشد...... خدایا کمکم کن یه بار دیگه..... بابا بزرگم مرد ای کاش منم باهاش می مردم و راحت می شدم خدایا یه بار دیگه کمکم کن.....
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 11:20 بعد از ظهر توسط شیوید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه ی دوستان
شیوا هستم دختری که سالها به دنبال یه دوست واقعی میگشت و حالا کسی رو پیدا کرده که حتی از یک برادر براش عزیز تره چون اون برادر هم مثه خودش تنهاست. هر مطلبی هم که در این وبلاگ گذاشته میشه نوشته های خودمه که تقدیمش میکنم به برادر گلم..... مرسی از اینکه به وبلاگ من سر زدید |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 شهریور 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 اردیبهشت 1385 بهمن 1384 دی 1384 شهریور 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 اسفند 1383 بهمن 1383 دی 1383 |
|
RSS
|