![]() |
![]() |
|
| یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد....... طلب عشق ز هر بی سر و پائی نکنیم.... |
|
.......... نمی دونم چطوری باید شروع کنم به نوشتن... حرف زیاده ولی واژه کم آوردم.... ازروزی که رفتی در و دیوارای خونمون دارن گریه میکنن... از روزی که رفتی حتی اون عروسکی که تو اتاقمه و همیشه میخنده ناراحته... از روزی که رفتی خیلی دلم گرفته.... میخندم .. مثه همیشه .... اما...... اما پشت اون خنده ها دارم فریاد میکشم چرا رفتی و منو تنها گذاشتی........ تو رفتی و من هنوز دارم به جاده ای نگاه میکنم که واسه آخرین بار با هم توش قدم زدیم........ یادته؟؟ آخرین جمله ای که گفتی........ گفتی خیلی دوست دارم...... دلم میخواست داد بزنم بگم اگه دوسم داری پس نرو تنهام نذار اما نمی تونستم ..... فقط تونستم آروم بهت بگم منم دوست دارم..... تموم شد...... تو رفتي...... حالا من موندم و خاطره هامون...... از روزي كه رفتي دنبال بهونه ام....... يه بهونه تا بشينم به خاطرش زار زار گريه كنم ....... از روزي كه رفتي تنها چيزي كه آرومم مي كنه آهنگاي سياوش قميشيه....... هر چند..... از روزي كه تو رفتي اونام ديگه اثري نداره........ تو چشام اشکی نمونده تو دلم حرفی ندارم دیگه وقت رفتنه سفر دور و درازه ................. رفتی اما میدونم که فراموشم نمی کنی.......... دوست دارم........ اندازه ی همه ی ستاره ها.......... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم تیر 1384ساعت 3:38 بعد از ظهر توسط شیوید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه ی دوستان
شیوا هستم دختری که سالها به دنبال یه دوست واقعی میگشت و حالا کسی رو پیدا کرده که حتی از یک برادر براش عزیز تره چون اون برادر هم مثه خودش تنهاست. هر مطلبی هم که در این وبلاگ گذاشته میشه نوشته های خودمه که تقدیمش میکنم به برادر گلم..... مرسی از اینکه به وبلاگ من سر زدید |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 شهریور 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 اردیبهشت 1385 بهمن 1384 دی 1384 شهریور 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 فروردین 1384 اسفند 1383 بهمن 1383 دی 1383 |
|
RSS
|